الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

32

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

در آن جمع ميشوند و به من خبر آن رسيده است چيست ؟ اى امير المؤمنين هيچ كدام از مقامات و ترقياتى كه امير المؤمنين به اين چاكر خود عطا كرده است نزد من دلچسبتر و بجاتر از اين انجمن نيست ، زيرا همه مردم با هر عقيده و مذهب كه دارند در آن حاضر ميشوند و هر كدام بر ديگرى اقامه دليل مينمايد و حق گويان در اين ميان شناخته ميشوند و فساد مذاهب باطله ديگران در آنجا بر ما آشكار مىشود « 1 » منهم دوست دارم كه در اين انجمن حاضر شوم و سخنان آنها بشنوم به شرط آنكه حاضرين مجلس مرا نشناسد و از حضور من مطلع نباشند تا از من بترسند و از روى حقيقت اظهار عقيده نكنند اختيار اين موضوع با خود امير المؤمنين است هر وقت ميل مباركشان باشد ؟ شما دست بسر من بگذار ( اين نشانه سوگند و تعهد است ) كه آنها را از حضور من مطلع نسازى دست بر سر او نهاد و تعهد كرد . خبر شركت خليفه در مجلس مناظره به گوش معتزله رسيد و ميان خود مشورت كردند و تصميم گرفتند كه در اين مجلس با هشام جز در باره امامت سخن نگويند چون عقيده هرون الرشيد را ميدانستند

--> « 1 » خاندان بنى برمك از قهرمانان سياست عمومى تاريخ بشمار ميروند و دستگاه باعظمت بنى عباس و وسعت قلمرو حكومت آنان و طول حكومت آنها همه مرهون حسن سياست اينها است و تشكيل اين انجمن يكى از شاهكارهاى فرهنگى و سياسى و اجتماعى آنها است كه بوسيله جمع آورى سران فرق و بحث آنها با يك ديگر از نظر فرهنگى كشف حقيقت ميشد و حق از باطل شناخته ميگرديد و در ضمن فرق مختلف با يك ديگر معاشرت مينموده و بدبينى و تنفر آنان از يك ديگر بر طرف ميشد و در اين ميان اطلاعاتى كسب ميشد كه براى سياست و تدبير حكومت وقت لازم بود و كمك مؤثرى به آن ميكرد . معلوم نيست تشكيل اين انجمن روى تبانى بوده است و صرفا براى گرفتار كردن هشام بن حكم بوده يا مذاكره با هشام در امر امامت بطور اتفاق پيش آمده است ، چون در ضمن اين داستان ميگويد معتزله از حضور هرون الرشيد مطلع شدند و توافق كردند كه هشام را در بحث امامت بكشانند ، معلوم مىشود تبانى در ميان بوده و گر نه طبق تعهدى كه هرون از وزير گرفت نبايد كسى از حضور او مطلع شود .